X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های یک دختر قرمز

فصل عشق...

صفحۀ اول قصه، خاطرات روز اول

خط به خط , نقطه به نقطه 

سال اول ، روز اول 

گذر باد زمونه دو سه برگی رو ورق زد 

رسیدیم به اون روزایی که دل از عشق تو پر زد 

تو پر از عشقی و خوبی 

تو نگاهت پر ِِ احساس 

تو دلت پاک و لطیفه همه حرفات مثل رویاست 

حرف اصلی ِ کتابِ من و تو همیشه با هم 

بجز اون فصل ِ درازی که جدا بودیم ما از هم 

 

لحظۀ سخت جدایی لحظۀ دور شدن از تو 

اشک من حلقه تو چشمام قلب من در حسرت تو 

توی اون روزای دلگیر شبای سیاه و تبدار 

شده بود تنها امیدم دیدن دوبارۀ تو 

یاد اون نگاه پاکت یاد دستت توی دستام 

یاد لبخند شیرینت همیشه... همیشه همرام 

 

صفحۀ آخر این فصل گرچه طولانی و تاریک 

اما با ارزش و پاکه دلامون نزدیکِ نزدیک 

گرچه نزدیکیم و با هم ولی چشمامون به راهه 

ما به انتظار نشستیم آرزوهامون تو راهه.. 

 

شروع ِ یه فصل تازه فصل عشق همش یه رازه 

رازی که بین من و توست پیش روش راهی درازه... 

 

شعراز: قرمز و آبی

تاریخ ارسال: یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ساعت 00:53 | نویسنده: تینا | چاپ مطلب 19 نظر