X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های یک دختر قرمز

عشق من و تو...

 

با هر بار که از دور نگاهم کردی / من رو تو نگاهِ خود شکارم کردی

هر بار گرفتی دستم و گفتی : /  با گرمای دستت منو عاشق کردی

چند سال گذشت و تو فقط یک بار / عشق منو توی قلب خود , حس کردی

دیروز که یادی کردیم از روزهای خوب / گفتی تو به من:عشق رو تو ثابت کردی

تو قهر و تو آشتی , توی رویای خودت / بغلم کردی و تا صبح نگاهم کردی

بکنیم یادی از اون شب های سرد / که بی خوابی ِ اشک تا صبح بیدارم کرد

هر اشکی که می ریخت از دوری تو / قطره ای بود از دریای عشق من و تو

برگشتی و عشقمون به هم ثابت شد / تینا از تنهایی ها فارغ شد

عشق ِ من برگشت از یک راه دور / و تا امروز نشد از من دور ِ دور

تا همین امروز هست کنار من / ندارم غمی تا هست کنار من

حالا از دور بهش میگم که تو / منو از عاشق بودن عاشق ترم کردی

                          از پیشم نرو....

 

دیشب ساعت 12:30 خوابم نمی برد و یهههو طبع شعرم گل کرد و این رو گفتم ...خیلی قافیه دار در نیومد ولی بالاخره یه جورایی جور شد.

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 20:20 | نویسنده: تینا | چاپ مطلب 12 نظر