X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های یک دختر قرمز

تینا در ابیانه...

روستای استثنایی  ابیانه یکی از زیباترین جاهایی بود که تا حالا دیده بودم... دیدن خونه های قدیمی , قدم زدن توی کوچه های خاکی , دیدن خانم هایی که با لباس محلی ابیانه توی کوچه ها قدم  می زنن و ...محیطی رو فراهم کرده که احساس می کنیم سه هزار سال به عقب برگشتیم .

جاهای تاریخی زیاد دیدم ولی ابیانه تنها جایی بود که توی مدت 3 - 4  ساعتی که اونجا بودیم واقعا لذت بردم .خانم های مسن ابیانه با دامن های سیاه  چین چینی و روسری های گل دار و جلیقه های رنگی توی گوچه ها قدم می زدن و اگر متوجه می شدن که ما در مورد خونه ها و لباسها و صنایع دستی اونجا صحبت می کنیم کنار ما میومدن و هر توضیجی که می خواستیم حتی گاهی خیلی بیشتر از چیزی که می خواستیم برامون توضیح می دادن...تعداد اقایون نسبت به خانم ها خیلی کمتر بود ,زن سالاری توی ابیانه کاملا مشخص بود . توی این مدت خانم هایی رو می دیدیم که روی دوششون چوب و یا کوزه های اب می بردن. اکثرا خانم ها پیاده و اقایون سوار خر.

از همه جالب تر مغازه های کوچولویی بود که توی اونها لباس های محلی و روسری و گردنبند و لواشک و ...فروخته می شد و زن وشوهرهایئ مسنی که فروشنده بودن و روی هر چیزی که دست می گذاشتیم کلی در مورد پارچه و جنسش و شیوه ی دوختش و .... توضیح می دادن.

روسری های سه گوش و گل گلی  و گردنبندهای چشم نظرشون از همه خوشگل تربودن .

خودم اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد روسری سفیدی بود که پر گلای صورتی بود و به محض اینکه خریدمش همونجا سر کردم ...

 به نظر من باید رفت و ابیانه رو از نزدیک دید. هوای عالی ,اتشکده ها,  خونه های رسی دوره ی صفویه واقعا دیدنین . پیشنهاد می کنم هر موقع که تصمیم گرفتید سمت کاشان برید حتما ابیانه هم برید و  اونجا رو از نزدیک ببینید .مسیرتون چند کیلومتری دورتر میشه ولی واقعا ارزشش رو داره...

تاریخ ارسال: جمعه 16 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 17:31 | نویسنده: تینا | چاپ مطلب 10 نظر