X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های یک دختر قرمز

اخر بهداشت...

 

-         میرید دکتر دندون پزشک. قبل از اینکه بیرون بیاد و اسم شما رو صدا بزنه , از لای در می بینید که اقای دکتر بینیشون می خاره و با کل دستشون رفتن داخل بینی و مشغول خاروندن بینیشونن...همون موقع از اتاق بیرون میاد و اسم شما رو صدا می زنه و مجبورید که برید زیر دستای اقای دکتر تا با همون دستها دهن شما رو باز  کنه و دندون هاتون رو معاینه کنه...بدبختانه دیگه هیچ راهیم برای فرار نیست..

 

-         میرید یه شیرینی فروشی مثلا" معروف. کسی که برای شما شیرینی توی جعبه می گذاره  خیلی تمیزه . دست راستش دستکش کرده و با اون جعبه رو گرفته و  با دست چپش که دستکش نداره شیرینی توی جعبه می گذاره..این دیگه اخرشه نه؟؟؟؟

 

-         یه روز صبح تصمیم می گیرید که بعد از مدت ها  به حرف دوستاتون گوش کنید و برید  سوسیس تخم مرغ بوفه رو که خیلی تعریفش رو کرده بودن بخورید. ولی خبر ندارید که اون روز اقا مگسه هم تصمیم گرفته ورزش صبحگاهیش رو توی بشقاب شما بکنه, همچین که سس های روش رو کنار می زنید که اولین لقمه رو بخورید ........به به......  می بینید یه مگس سیاه زشت , اون زیر داره لای سس ها بال بال می زنه.

 

-         چند روزه خیلی خسته شدید , تصمیم می گیرید که یه روز ظهر به یه استخر تمیز و خلوت  برید و یه خستگی در کنید. از شانس شما همون روز مدرسه ای هم که اون نزدیکه 40 تا از بچه های دبستانیش رو برای شنا به استخر اورده. جدا از سر و صدا , نظرتون راجع به اب اون استحر چیه؟؟؟؟؟

تاریخ ارسال: دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 21:27 | نویسنده: تینا | چاپ مطلب 5 نظر